ارزش آفرینی مهمتر از کارآفرینی

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

ارزش آفرینی مهمتر از کارآفرینی

درحالی که سود سپرده های بانکی درکشوربالاتر از ۲۰درصد است و سرمایه گذاری در برخی صنایع سودهای تضمین شده سریع به همراه دارد، به تازگی موج جدید درعرصه سرمایه‌گذاری کشور به وجود آمده است؛ سرمایه‌گذاری در جایی که ریسک بالایی داشته و بازگشت سرمایه آن نیاز به زمان دارد. اما چه چیزی باعث شده که […]

 


 

درحالی که سود سپرده های بانکی درکشوربالاتر از ۲۰درصد است و سرمایه گذاری در برخی صنایع سودهای تضمین شده سریع به همراه دارد، به تازگی موج جدید درعرصه سرمایه‌گذاری کشور به وجود آمده است؛ سرمایه‌گذاری در جایی که ریسک بالایی داشته و بازگشت سرمایه آن نیاز به زمان دارد. اما چه چیزی باعث شده که موج‌ آفرینان جدید به سرمایه گذاری بی خطر بی اعتنا باشند و این خطرها را بپذبرند؟ اشتیاق به ارزش‌آفرینی.

 

با «سعید رحمانی» یکی از پیشگامان عرصه سرمایه‌گذاری خطرپذیر در حوزه کسب‌و‌کارهای  نوپا همراه شدیم. او بنیانگذار شرکت سرمایه‌گذاری «سرآواپارس» و یکی از موسسان شتاب‌دهنده «آواتک» است که در زمینه حمایت از استارت‌آپ‌ها فعالیت می کند. رحمانی معتقد است گرچه این نوع سرمایه‌گذاری خطرپذیر است، اما هدفی والا را دنبال می کند و آن، ایجاد ارزش آفرینی، اعتماد به نفس در کارآفرینان جوان و بهبود شیوه زندگی جامعه است.

 

تدبیر:در ابتدا بحث، لطفا کمی درباره ماهیت سرمایه گذاری خطرپذیر روی کسب‌وکارهای نوپا توضیح دهید.

 

لازم میدانم در ابتدا نکته ای را مطرح کنم. اگرچه در ایزان و جهان، واژه «سرمایه گذاری خطرپذیر» جا افتاده است، اما به نظر من این واژه نه تنها ماهیت این نوع سرمایه‌گذاری را روشن نمی کند بلکه بیشتر ایجاد دلهره می کند. سرمایه گذاری روی استارت‌آپ‌ها ذاتا خطرپذیر و از جنس بلندمدت است اما خطر پذیری تنها ویزگی این نوع سرمایه گذاری را «سرمایه گذاری کارآفرین» می نامند،اما این نام‌گذاری هم لزوما درست نیست زیرا تقریبا همه مدل‌های سرمایه گذاری منجر به ایجاد کار می‌شوند. ازآنجا که این نوع سرمایه گذاری قرار است که به گسترش کارآفرینی و ایجاد ارزش، هم برای کارآفرین وهم برای کل جامعه منجر شود، من به جای واژه خطرپذیر، عبارت «سرمایه گذاری ارزش‌آفرین» را ترجیح می دهم. منظور از ارزش،فقط مادی نیست,بلکه شامل ارزش‌های فرهنگی،اجتماعی و حتی اعتماد به نفسی می‌شود که در کار‌آفرین ایجاد می‌کند.

این تغییر نام از آن جهت مهم، ارزشمند و دارای ارجحیت است که هر سرمایه‌گذاری را نمی توان صرفا ارزش‌آفرین دانست. برخی سرمایه گذاری‌ها،نظیر سرمایه گذاری‌های خارجی،خطرپذیرند و البته کارآفرینی نیز می کنند،اما لزوما ارزش‌آفرین نیستند، یعنی منجر به زایش فرهنگی، ایجاد و تقویت اعتماد به نفس در کارآفرین،تیم او و به تبع آن، در جامعه نمی‌شوند.

 

تدبیر:در ایران،ظاهراً نقش بازیگران مختلف اکوسیستم کسب‌وکارهای نوپا با یکدیگر تداخل پیدا کرده است. برای مثال، شتاب‌دهنده‌ها کار انکوباتورها یا مراکز رشد را انجام می دهند و بالعکس. گاهی نیز سرمایه گذاران ارزش‌آفرین در مراحل اولیه پرورش ایده وارد می‌شوند.آیا شما با این نظر موافقید؟

 

بله نظیر هر حوزه دیگری، در این حوزه هم تداخل نقش‌ها به چشم می خورد.اما به نظر من این تداخل نقش‌ها باعث توقف چرخ استارت‌آپ‌ها نشده است.

در ایران، فناوری اطلاعات چهار دهه را پشت سر گذاشته و اکنون وارد دهه پنجم شده است. دردهه ۱۳۵۰،شرکت‌های سخت‌افزاری بزرگ،نظیرIBM، وارد ایران شدند و تکنولوژی و نیروی انسانی متخصص را با خود آوردند.در دهه ۱۳۶۰،با اوج‌گیری سرکت‌های نرم‌افزاری در جهان، در ایران نیز کارآفرینان بزرگی دست به کار شدند و فعالیت‌های قابل توجهی در توسعه نرم‌افزار انجام دادند. در دهه ۱۳۷۰،بیشتر توجه به توسعه زیرساخت‌های فناوری اطلاعات شد و شرکت‌های بزرگی خلق شدند که برخی از آن‌ها هنوز به کار خود ادامه می‌دهند. در دهه ۱۳۸۰نیز باگسترش اینترنت،کسب‌و کارهای نوپای مبتنی بر فناوری اطلاعات فرصتی برای به روز شدن پیدا کردند که بیشتر شامل استارت‌آپ‌های محتوایی، از جمله خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری تکنولوژی می‌شد.درهمین دهه، مراکز رشد هم شکل گرفتند اما بیشتر دولتی بودند و هدفشان رفع نیاز‌های دولت بود.اکنون در دهه ۱۳۹۰، دیگر بازیگران اکوسیستم کسب‌وکارهای نوپای مبتنی بر فناوری اطلاعات،در حال شکل‌گیری و بلوغ هستند،پس طبیعی است که هنوز مرزها و نقش ها به روشنی مشخص نیست و اندکی تداخل در نقش‌ها وجود دارد که فکر می کنم این مسئله به تدریج برطرف شود.

 

تدبیر: سرمایه گذاری در کدام مرحله استارت‌آپ وارد می شود؟

 

من با توجه به اکوسیستم کسب‌وکار در ایران یک مدل شبیه به قیف طراحی کردم. در بالای این قیف، نهادها یا انجمن‌های مشوق نوآوری قرار دارند.پس از آن،مراکز شکل‌ گیری استارت‌آپ جای گرفته‌اند که کارآفرینان را با مفاهیم و روش‌های کارآفرینی و تیم‌سازی آشنا می کنند.پس از آن،شتاب‌دهنده ها وارد عمل می شوند.کارآفرینان۴ تا ۶ ماه فرصت دارند تا تیم‌سازی کنند، روی ایده خود کار کنند و آن را پرورش دهند.پس از اینکه که استارت‌آپ‌ها یا کسب‌و کارها وارد مرحله رشد شدند،انکوباتورها یا مراکز رشد از آن‌ها حمایت می کنند.کسب وکارها به طور متوسط ۱۸ماه در انکوباتورها می مانند و در صورت موفقیت، وارد مرحله گسترش می‌شوند.پس یک کسب وکار در سه مرحله نیاز به جذب سرمایه دارد.یکی پیش از ورود به فاز شتاب‌دهنده،دیگری پیش از ورود به مرکز رشد و سوم،پیش از ورود به فاز گسترش .شرکت‌های سرمایه گذاری ارزش‌آفرین، بسته به سیاستشان،ممکن است در هر یک از این سه فاز وارد شوند و لزوماً نباید سراغ کسب وکارهایی بروند که در فاز گسترش قرار دارند، اما حالت ایده آل آن است که در فاز اول و دوم وارد نشوند.پیش از ورود به شتاب دهنده، تأمین مالی بیشتر توسط سرمایه های فردی یا سرمایه گذاران نیک‌اندیش که به اصطلاح Business Angelsخوانده می شوند،انجام می شود.

 

تدبیر:شما جزو نخستین افرادی هستید که سرمایه گذاری خطرپذیر را متوجه کسب وکارهای نوپای مبتنی بر فناوری اطلاعات کردید.چرا به این حوزه جذب شدید؟ چرا وقتی یک سرمایه گذار می تواند سرمایه اش را در صنایعی بگذارد که سود تضمین شده دارند، باید این ریسک را بپذیرد و پای در وادی تاریکی بگذارد که انتهایش مشخص نیست؟

 

من در ایالت متحده و انگلستان،تجربه راه‌اندازی استارت‌آپ را داشتم. در ضمن، در بزرگ ترین شرکت سرمایه گذاری جهان کار می کردم. درهمان زمان، به دلیل تعلیق و تعهدی که به کشورم احساس می کردم،ایده پایه گذاری نهاد سرمایه‌گذاری خطر پذیر در حوزه فناوری اطلاعات ایران در ذهنم ایجاد شد. حدود پنج سال پیش که به ایران آمدم، هیچ شرکت یت نهاد سرمایه گذاری خطرپذیر در این حوزه وجود نداشت و بدتر از آن، فرهنگ این نوع سرمایه گذاری هم ضعیف بود. سرمایه داران خیلی شفاف می گفتند چرا باید سرمایه خود را در جایی بگذاریم که آینده و نتیجه آن مشخص نیست.به یاد دارم که در جلسه‌ای با مدیرعامل یکی از بانک‌ها،او همراهی با من را مشروط به پذیرفتن سه شرط دانست: نخست اینکه خود من هم در سرمایه گذاری مشارکت کنم،دوم اینک در ایران ساکن شوم و سوم اینکه پاسپورتم را نزد او گرو بگذارم و من پذیرفتم!

افرادی که وارد عرصه سرمایه گذاری ارزش‌آفرین می شوند، معمولاً خودشان کارآفرین سریالی هستند.اگر هدف اول فرد یا شرکتی کسب بیشترین بازگشت سرمایه در زمانی کوناه باشد، بهتر است وارد این حیطه نشود زیرا کسانی باید پای در این وادی بگذارند که ابتدا عاشق کارآفرینی و کمک به افراد جهت پرورش ایده ها هستند و سپس به کسب سود و بازگشت سرمایه می اندیشند.بدیهی است که هر سرمایه گذاری دغدغه بازگشت سرمایه اش را دارد، اما در خصوص سرمایه گذار ارزش‌آفرین، بازگشت سرمایه نباید الویت نخست باشد.

خود من زمانی که این کار را شروع کردم،می دانستم که این پربازده‌ترین نوع سرمایه گذاری از لحاظ مالی نیست، اگرچه بهترین سرمایه گذاری از لحاظ سرمایه ارزش‌آفرینی است. پس برای ورود به این کار،به منطق خاص و متفاوت از منطق صرف بازار نیاز است. درضمن، وقتی شما در این کار چند تجربه موفق داشته باشید،تمایل به کمک به دیگران برای ورود به این حوزه  در شما ایجاد می شود،البته به شرط آنکه قابلیت های لازم را داشته باشند. ترویج این پدیده در ایالات متحده و سایر کشورها نیز لین گونخ بوده که کارآفرینان موفق در ایجاد شرکت‌های سرمایه گذاری خطرپذیر،دست سایر افراد و شرکت‌ها را برای ورود به این عرصه گرفته اند، خوشبختانه این بلوغ در ایران و در میان همه بازیگران عرصه استارت‌آپ به وجود آمده است.

آینده این کسب و کار،یعنی سرمایه گذاری،موجی برای راه اندازی این نوع شرکت‌ها به وجود آمده است. البته گرایش به سرمایه گذاری ارزش‌آفرین پدیده مبارکی است، اما این خطر هم وجود دارد که اگر چند شرکت ندانسته و بی توجه به تخصص‌های لازم وارد این حوزه شوند،در صورت شکست آن‌ها اقبال سایر افراد به این نوع کسب‌وکار هم فروکش می کند. توصیه من به فعالان مختلف عرصه کسب‌وکارهای نوپا این است ک احساسی تصمیم نگیریم و ابتدا اطلاعات و تخصص لازم را برای ورود به این حوزه کسب کنند. سرمایه گذاری خطرپذیر ماهتاً زمان بر است و مشخص شدن بازده آن شاید تا هفت سال نیز به طول بینجامد. پس اگر سرمایه گذار این صبوری را در خود نمی بیند، بهتر است قدم در این راه نگذارد.

همچنین در صورت قرارگرفتن کشور در شرایط پساتحریم که کم و بیش شاهد آن هستیم، احتمال دارد که به زودی سرمایه گذاران خارجی هم وارد ایران شوند. البته باید دقت داشته باشیم جوانب مثبت و منفی سرمایه‌گذاری خارجی را هم باید در نظر گرفت.سرمایه گذاری خارجی فرصت طلبانه که صرفاًبه حذف برندها و استارتاپ‌های ایرانی منجر شود،قطعاً به نفع بازار نخواهد بود و باید مراقب باشیم که گرفتار این نوع سرمایه گذاری نشویم.

 

تدبیر:ملاک شما برای انتخاب یک استارت‌آپ جهت سرمایه‌گذاری چیست؟

 

ما برای انتخاب، علاوه برنوآور بودن ایده وقابلیت بازاری شدن آن، سه ملاک یا شاخص را مد نظر می دهیم.ملاک نخست ما برای انتخاب،وجود تیم است، یعنی آیا بنیانگذاران آن کسب‌وکار توانسته اند یک تیم قدرتمند با تخصص‌های مرتبط شکل دهند. اگر کسب‌وکار،این تیم را داشته باشد به انتخاب مورد نظر سرمایه گذاران خیلی نزدیک شده است. ملاک دوم نیز تیم است. یک نکته جالب درباره ی استارت‌آپ‌های ایرانی این است ک اکثر آن‌ها توسط یک تیم خانوادگی تأسیس و اداره می شوند.

 

تدبیر:آیا شما سرمایه گذاری ناموفق هم داشته اید؟

 

همان گونه که گقتم،این سرمایه‌گذاری ماهیت بلندمدت دارد، یعنی تا پیش از حداقل هفت سال،موفقیت یا عدم موفقیت سرمایه گذاری مشخص نخواهد شد. هیچ یک از سرمایه‌گذاری ها روی استارت‌آپ‌ها روی استارت‌آپ های مبتنی برITدر ایران به عمر هفت سال نرسیده‌اند که بتوان در مورد موفقیت یا شکست آن‌ اظهارنظر کرد.به هرحال،همان‌گونه که گفتم،خطرپذیری یک ویژگی ماهوی این نوع سرمایه گذاری لست و بلندمدت بودن ویژگی دیگر آن. همچنین انگیزه نخست سرمایه‌گذار باید اشتیاق بزای کمک به کارآفرینان،ترویج کارآفرینی و بهبود زندگی عموم باشد.پس اگر کسی این دو اصل را نمی پذیرد، بهتر است از ابتدا وارد آن نشود.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *